و دوباره زندگی ...

خرید بک لینک

وقتهایی توی زندگی پیش می آید که آدم واقعا فکر می کند دستش کوتاه شده و خرما مانده بر نخیل.مثلا سوار تاکسی می شوی و می بینی کیف پولت همراهت نیست یا سر جلسه ی امتحان می فهمی که خودکارت نمی نویسد یا درست شب امتحان پا می گذاری روی عینکت و شیشه اش می شکند و یا بدتر اینکه توی دستشویی موبایلت از جیبت می افتد و ... بله!

این وقتها کم نیستند توی زندگی و آدم واقعا احساس بی دفاع شدن می کند.

و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: خلع سلاح به انگلیسی,خلع سلاح,خلع سلاح هسته ای,خلع سلاح و کنترل تسلیحات,خلع سلاح سوریه,خلع سلاح لیبی,خلع سلاح مداحان,خلع سلاح جهانی,خلع سلاح ستارخان,خلع سلاح عشایر, نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:40

دارم فکر میکنم به اینکه بیش و پیش از اینکه کودک به پدر و مادرش محتاج باشد،"آنها" هستند که به "او"احتیاج دارند.

پ.ن:و دوباره می نویسم...

و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:40

روزی رئیس میگفت:"یک کارمند خوب باید به مافوقش احترام بگذارد؛همانگونه که به ماتحتش".... و من هنوز حیرانم از عمق و غنای این گفتار.

و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:40

فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم
دیگر به فکر همنفسی جز تو نیستم
عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد
وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم
بعد از چقدر اینطرف و آنطرف زدن
فهمیده ام که در هوسی جز تو نیستم
یک آسمان اگر چه برویم گشوده است
من راضیم که در قفسی جز تو نیستم
حالا خیالم از تو که راحت شود عزیز
دیگر به فکر هیچکسی جز تو نیستم

م.ف

و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: غزل معاصر,غزل معاصر عاشقانه,غزل معاصر تولد,غزل معاصر زیبا,غزل معاصر ایران,غزل معاصر جدید,غزل معاصر افغانستان,غزل معاصر فارسی,غزل معاصر ناب,غزل معاصر فاضل نظری, نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:40

صفی همکلاسی پیش دانشگاهی مان بود.پیش دانشگاهیی که برایش کنکور می دادیم و کلاس داشت درس خواندن توی آن.به جرات صفی تنبل ترین شاگرد کلاس بود.درس نمی خواند و کلاسها را یکی در میان می آمد و دنبال برنامه هایی دیگری بود غیر از درس.پدرش،سرهنگ سپاه بود و همه ی افتخارش!من آن وقتها درسخوان بودم و سرم به کار خودم بود و همه ی فکر و ذکرم حرفهای استاد بود و تمرینهای توی دفترم!اما هم کلاسی هامان،به شوخی صفی را "سفیه" صدا می کردند و حرف "س" را آنقدر مشدد تلفظ می کردند تا معنای "نادان" آن بیشتر متبادر شود به ذهن.او ولی کاری به این حرفها نداشت و باز دنبال برنامه های خودش بود. و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: صفی یزدانیان,صفی علیشاه,صفی الدین ارموی,صفی اصفیا,صفی الرحمن مبارکپوری,صفی الدین اردبیلی,صفی آباد بهشهر,صفی قلی اشرفی,صفی آباد دزفول,صفی آباد, نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:39

دارم سایت اداره ی فکسنی مان را چک میکنم.سیاه پوش شده و مملو از پیامهای تسلیت ریز و درشت.با کنجکاوی تمام،متن پیامها را می خوانم تا بدانم این عزیز سفر کرده کیست و چه دخلی به اداره ی ما دارد؟!پیامها همه شبیه هم هستند.متن یکیشان را عینا کپی می کنم اینجا :"تسلیت قطره ایست در برابر غم دریا گونه ی شما. درگذشت عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور مینشیندولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چارهای جز تسلیم و رضا نیست .با نهایت تاثر وتالم ، درگذشت ناگهانی دایی زاده بزرگوارتان را خدمت حضرتعالی وخانواده محترم تسلیت و تعزیت عرض نموده ، ازخداوند یکت و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: پیام تسلیت,پیام تسلیت پدر,پیام تسلیت مادر,پیام تسلیت به دوست,پیام تسلیت فوت,پیام تسلیت فوت مادر,پیام تسلیت محرم,پیام تسلیت رسمی,پیامک تسلیت اربعین,پیام تسلیت برای دوست, نویسنده: بازدید: 309 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:39

گر از این منزل ویران به سوی خانه رومدگر آن جا که روم عاقل و فرزانه رومزین سفر گر به سلامت به وطن بازرسمنذر کردم که هم از راه به میخانه رومتا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوکبه در صومعه با بربط و پیمانه رومآشنایان ره عشق گرم خون بخورندناکسم گر به شکایت سوی بیگانه رومبعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگارچند و چند از پی کام دل دیوانه رومگر ببینم خم ابروی چو محرابش بازسجده شکر کنم و از پی شکرانه رومخرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیرسرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: حافظانه فال,حافظانه های عربی,دانلود حافظانه,کنسرت حافظانه,آلبوم حافظانه, نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:38

پرنده فکر نمی کرد بی ثمر بشودشبیه ِ کاسه و بشقاب و میز و در بشود!که رفته رفته ، اسیر ِ نشستگی باشددچار ِ منطق ِ پوچ ِ قضا قدر بشودپرنده می اندیشد که شب چه طولانی ستو او چه کار کند زودتر سحر بشود؟و او چه کار کند این خطوط ِ صاف و دقیقبه هم بریزد ودنیا وسیع تر بشود؟!نمی شود که قفس ، آرزو کند یک بارپرنده باشد و با باد ، همسفر بشود؟!پرندگی که نباشد، چه فرق خواهد کردبهار،سر برسد یا بهار، سر بشود؟!!پرنده می خواهد آرزو کند ای کاش:فقط،پرنده بماند ولی اگر بشود!پرنده خنده ی تلخی به لب نشانده و گفت:چه سود، عمر کسی، در قفس هدر بشود!؟ ■صدای همهمه ی ِ خانه ، با و دوباره زندگی ......

ما را در سایت و دوباره زندگی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 281 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:38

صفحه بندی